ماجراهای من و کارم (2)
اول از اینکه بی نهایت شیطون شدم !! مشخصه بارزم این روزها اینه که اصلا غذا نمی خورم !! دهنم و قفل میکنم هر چی هم که بهم بدن اونقدر نگهش میدارم بعد همه رو با هم میدم بیرون اینگده حال میده ... مامان و یاسمن کلی برام شعر میخونن و یاسی کلی برام می رقصه تا غذا بخورم منم همه رو تو دهنم نگه میدارم تا مامان میخواد به خودش بجنبه یا عطسه میکنم یا سرفه همه رو می پاشم روشون!! اونوقته که مامان عصبانی میشه و پیش بندم و باز میکنه با عصبانت صورتم و می شوره تازه منم خوشحال میشم که از غذا خوردن راحت شدم ... اینا واسه غذا ... اما شیر خوردنام هم مدل خودشو داره تو خواب فقط خوب میخورم بیدار باشم باید کلی نازم و بکشن تا شیشه رو بزارم دم دهنم تاز...
نویسنده :
مامان عاطفه
10:06








